قانون مشاغل حساس، آنگونه که امروز اجرا میشود، بیش از آن که حافظ امنیت ملی باشد، میداندار یک جدال سیاسی شده است. جدالی که نهتنها به حل مشکلات کشور کمکی نمیکند، بلکه دولت را در برابر بحرانهای واقعی ضعیفتر میسازد. اگر دولت پزشکیان نپذیرد که با یک «بازی سنگر به سنگر» مواجه است، باید آماده باشد که یک به یک نیروهای کلیدیاش از میدان خارج شوند و تندروها نیز بیاعتنا به معیشت و آرامش مردم، با پرچم قانون، مسیر خود را برای تسویه حساب سیاسی هموار کنند
اصلا از رای خود پشیمان نباشید. من هم به رغم تلخیها که در این شش ماه کشیدم – که اصلا در عمر خود نکشیده بودم – از اینکه برای آقای پزشکیان کت در آوردم پشیمان نیستم.
مناسبات ارتباطی دولت و جریانات رادیکال چه سمت و سویی پیدا میکند؟ آیا با اتفاقاتی که طی هفته گذشته و هفتههای قبلتر از آن رخ داده، آیا باید ایده وفاق را بلاموضوع تلقی کرد و رای به تقابل و تنازع سیاسی داد؟
بررسیها نشان میدهد از هشت ماه گذشته که انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری آغاز شد، آن هم در شرایطی که کشور درگیر بحرانهای متعدد اقتصادی و معیشتی است، بحث بر سر انتصاب و اظهارات ظریف دستکم ۱۶ جلسه صحن علنی مجلس را به خود اختصاص داده است. این رقم جدا از جلساتی است که کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی نیز به موضوع ظریف پرداخته است. کشمکش تندروها بر سر معمار برجام، در حالی است که بنابر گفته مجتبی ذوالنوری در سال ۱۴۰۰، هر یک دقیقه مجلس بیش از ۱۰۰ میلیون تومان هزینه برای بیتالمال در پی دارد که امروز با دلار ۹۰ هزار تومانی و تورم ۴۰ درصدی رقم نجومی به خود گرفته است.
مسعود پزشکیان در شرایطی که دولت خود را دولت وفاق عنوان میکرد و البته با همین کلیدواژه پستهای کلیدی و مناصب اصلی کشور را تقدیم جناح بازنده کرده بود؛ حالا در هفتمین ماه از آغاز به کار دولتش با چالشهای جدی در آرایش اعضای کابینهاش مواجه شده و دقیقا همان روزی که بهارستاننشینان، وزیر اقتصاد را از قطار دولت او پیاده کردند، معاون راهبردیاش نیز خبر از ترک ایستگاه پاستور داد.
سخنگوی دولت همچنین به موضوع استعفای آقای ظریف اشاره کرد و گفت: قانون انتصاب افراد در مشاغل حساس به گونهای است که اگر بهطور کامل اجرایی شود، بسیاری از افراد در سطوح مختلف، نه تنها در قوای سهگانه بلکه حتی در سطح هیئت علمیها، مجبور به کنارهگیری از پستهای خود خواهند شد. آقای ظریف به عنوان یکی از سرمایههای ارزشمند جمهوری اسلامی شناخته میشوند و من امیدوارم که تدابیری اندیشیده شود تا بتوانیم از تمامی ظرفیتهای موجود کشور بهرهبرداری کنیم.
چرا معاون راهبردی رئیسجمهور در این زمان استعفا داد، درحالی که خروج از دولت، آن هم با این شیوه، میتوانست قبلتر اتفاق بیفتد؟ پاسخ را باید در جزئیات متن استعفانامه ظریف جست. ابتدا باید به زمزمههای اولیه خروج ظریف از کابینه پرداخت؛ زمزمههایی که موج زیادی را در شبکههای اجتماعی به دنبال داشت.
«حذف همتی و ظریف که در تعریف بخشی از منتقدان تندرو در زمره افراد با تفکر غربگرایی قرار میگیرند که در دولت حضور دارند، مجالی برای نقد دولت باقی نمیگذارد، چراکه دیگر دلیلی برای نقد وجود ندارد و اساساً کسی برای نقد کردن به جز شخص رئیسجمهور باقی نمیماند.»
گفتوگو با ظریف چند روز قبل از انتشار خبر استعفای او در نهاد ریاستجمهوری انجام شد. در شرایطی که دولت چهاردهم و شخص ظریف تحت شدیدترین فشارهای پیرامونی قرار دارند، معاون راهبردی رییسجمهو تلاش کرد نوری به ابعاد پنهان همه مشکلاتی بتاباند که این روزها دولت را گرفتار ساخته است.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، گفت: «قطعاً شما انتظار ندارید که من در مورد تفسیرهای دیگران در مورد تحولات داخلی کشور صحبت کنم. آنچه که مشخص است این است که ایشان دیدگاههای خود را به صورت صریح و مشخص در پیامی که داشتند، مطرح کردند.» توضیحات او در این زمینه را در ویدئو ببینید.